کهکشان نقره ای من

بایگانی

از برکات مملکت ما

سه شنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۲:۴۷ ب.ظ

تا قبل از امسال معلم هایم همه صلح طلب بوده اند. مثلا همگی بر این نظر بودند که خودم را درگیر حاشیه و تنش و چیزهای بی خود نکنم و بگذارم هر کی هر غلطی خواست بکنه و تهش یه جوری حالش را بگیرم (و یا باور داشته باشم که خدا این کار را انجام خواهد داد). امسال واحدهای جدیدی باید پاس کنم. وقتی به رئیس گفتم حداقل اتاقم را عوض کنم که هر روز چشمم به جمال این رفیقان شفیق روشن نشود، قهقه زد! گفت باز که میخواهی فرار کنی! گفت وایستا بجنگ چرا هی میری کنار وایمیستی؟ گفت 7 میلیارد آدم روی کره زمینه، مگه همشون تو جبهه تو هستند؟ همیشه پشتت هستند؟ دنیا همه جور آدمی داره ناتو، چشم سفید، حسود، بد طینت. میخوای از دست همشون فرار کنی؟

دیدم پر بیراه نمیگه. دیدم میشه در حالی که لبخند به لب داری و تو دلت داری به این بازی مسخره میخندی، شمشیرو تا ته بکنی تو شکم طرف!! خب اینم از بستر سازی های مناسب مملکته که این چیزا رو خوب یاد آدم میده که همچین آب دیده و رویین تن شی و کمتر نقطه ضعف داشته باشی. یه چیزی که خیلی ازش خوشحالم اینه که توی این چند سال به توصیه سخن بزرگان و هزار منبع دیگه نقاط ضعفم رو پیش کسی رو نکردم و به کسی اعتماد زیادی نداشتم.

و باز هم یه چیز دیگه این که، امروز فکر کردم همین که تا الان ازدواج نکردم که طلاق گرفته باشم یکی از برجسته ترین دستاوردهای زندگیم بوده! 

۹۶/۰۱/۲۹
قاصدک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">