کهکشان نقره ای من

بایگانی

روز از نو،‌ روزی از نو

شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۹:۱۵ ق.ظ

یک طرف میم است. آرام، ساکت، شخصیتی که خیلی وقتها نظری ندارد و هرچه جمع بگوید تکه کلامش. خودم معرفی اش کرده ام. پشیمونم؟ نمیدونم. همیشه از همان دوران کودکی، اینکه کسی کارها، حرفها، نظرات و افکارم را کپی کند بدم میومد. واقعا برام قابل تحمل نبوده و نیست. اتفاقا شخصیت میم کاملا به همین شکله. یعنی اگر میم قبل از این 3 سال و بعدش رو با هم مقایسه کنی میبینی به سمت شبیه شدن به من پیش رفته و این خیلی افتضاحه. چرا؟ مهمترین عیبش اینه که هیچ وقت نمیتونی ازش مشورت بگیری، نمیتونی ازش چیز جدیدی یاد بگیری‌ و هیچ وقت نمیتونه باعث ارتقا، بهبود جو یا حل مشکلات بشه.
سمت دیگه پ است. یک شخصیت کاملا متوهم. به واسطه آشنایی با او درک کردم که آدم ها یه لایه دارن که اونی هستن که واقعا و عملا هستن و یه لایه دارن که فکر میکنن اونجوری هستن! و در مورد ایشون اون لایه که انتزاعیه بسیار بسیار ایده آل و آرمانیه در حالی که در عمل چیزی ازش نمیبینی. رفتارهای عجیبی داره که بعضی وقتها آدم رو کفری میکنه. مثلا وقتی بحث میکنیم کلا به حرفهایی که میزنی فکر نمیکنه و همزمان با حرف زدنت داره جواب خودشو آماده میکنه. از نظر من خیلی خامه، بیش از حد. توی درک مسائل اجتماعی، روابط، حتی اولویت بندی های اقتصادی کمه کم 5-6 سال کوچکتر از سنشه. متاسفانه خیلی وقتها هم مسئول تزریق جو منفی به جمع هست البته بر خلاف چیزی که خودش فکر میکنه!
 در سمت سوم ج هست با شخصیتی نسبتا پیچیده. هر لحظه روی یه مود. بارزترین نکته اش منفعت طلبی هست. یعنی در موقعیتی که بین منفعت خودش و غیر خودش (حالا هرکی میخواد باشه، دوست، همکار، ‌همسر یا جامعه) گیر کنه با احتمال 99% گزینه منفعت خودش رو انتخاب میکنه! بر همین اساس توی رابطه ای که باهاش داری خیلی احساس ثبات و امنیت نمیکنی. فوق العاده از زیر کار در رو و قشقرق به پا کن و فوق العاده اجتماعی. جوری که هرکاری میخواد میکنه و بعد با مهارتی که داره طرف شاکی رو راضی میکنه و با لب خندون محل رو ترک میکنه. از اون طرف ولی با تجربه و‌ مهربونه و برای درد دل و کمک فکری کاملا میشه روش حساب کنی.
در آخرین سمت منم. شخصیت منظم و برنامه ریزی شده چه برای کار چه برای تفریح. پایبند قوانین که در برخی موارد برای دیگران آزار دهنده است. خیلی زمان میبره با کسی وارد حوزه صمیمیت بشم. یه شخصیت مستقل که تا دلیل مشخصی نباشه میلی به برقراری ارتباط ندارم. وقتی از کسی خوشم نیاد تابلو هستم و برعکس. رکم، گاهی حرفهایی میزنم که میدونم ممکنه باعث ناراحتی طرفم بشه. حوصله لوس بازی ندارم و خیلی حاضر نیستم فقط به خاطر جمع، از علاقه خودم یا چیزی که فکر میکنم درسته کوتاه بیام. در کل در روابط اجتماعی خیلی قوی نیستم.

این جمع به دست تقدیر دور هم هستن. نه یه روز و دو روز... حالا حالاها هستیم. میخوام کم کم خودم  و شرایطم رو تحلیل کنم. به امید اینکه برام نکات مفیدی داشته باشه.

۹۵/۰۴/۱۹
قاصدک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">