کهکشان نقره ای من

بایگانی

کاش عشق را مجال سخن بود

دوشنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۲:۴۸ ب.ظ

نوروز بود که تو یه وبلاگی در مورد شیشه ی خاطرات (Memory Jar) خوندم که بیای هر بار که اتفاقی می افته و خوشحال میشی، حتی اگه علت خیلی ساده و کوچیکی داشته باشه، تو یه کاغذ کوچیک همراه با تاریخ بنویسی و بندازیش تو یه شیشه. آخر سال یه شیشه از بهترین لحظاتت داری.

خب خیلی اهل پیاده کردن اینجور ایده های پروانه ای نیستم! ولی این تو ذهنم موند که شاید کار جالبی بشه.

بعد فکر کردم که من انقدر بین اطرافیانم دچار خود سانسوریم که اگه همچین شیشه ای آماده کنم، پنجاه درصد موارد رو رو کاغذ نخواهم نوشت چون به هر حال این احتمال هست که یه روزی دست کسی بیفته.

و بعد به این نتیجه رسیدم که عجب مصیبتی دارم من! که از یه همچین کار ساده ای هم محرومم! حالا این وسط مقصر کیه نمیدونم دقیقا.

نکته ی بسیار مهمتری هم وجود داره اونم این که حتی اینجا هم که با اسم و رسم واقعی نمی نویسم و کسی رو هم نمیشناسم، باز هم نمیتونم احساس راحتی کنم!

۹۴/۰۶/۰۲
قاصدک

نظرات  (۱)

۲۶ مهر ۹۴ ، ۰۰:۰۱ کرگدن آبی
درود بر ناقض دو پست قبل.

اگه خیلی کمتر جدی بگیری، خیلی کمتر سخت بگیری، کمتر بحث کنی و کمتر قضاوت کنی، همه‌چیز ساده‌تر می‌شه.


و البته چه بهتر که اینجا کسی رو نمی‌شناسی.

پاسخ:
:)))
آفرین
فکر کنم تا یه مدت، یکی باید هی بهم یادآوری کنه! 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">