کهکشان نقره ای من

بایگانی

آرشیو-قالب-ابله

پنجشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۰۶ ب.ظ

آرشیو رو با مکافات برگردوندم.

قالب رو عوض کردم، هر بار فرصت نمیشد قالبی پیدا کنم که روشن باشه و تا حدی هم خوشم بیاد ازش.

با سرعت لاک پشتی یک ساعت در هر شب، کتاب ابله رو میخونم و هر بار فکر میکنم چرا انقدر دیر؟؟


ابلهی که قلب دارد ولی فاقد هوش است به همان اندازه ابلهی که هوش دارد ولی قلب ندارد نگون بخت است.

ابله- داستایوفسکی

۹۴/۰۷/۱۶
قاصدک

نظرات  (۲)

بعضی از کتاب ها رو باید لاک پشتی خوند!
خاصیتشونه انگار
4 سال پیش "عقاید یک دلقک" رو لاک پشتی خوندم، کُشت منو تا تموم شد!!
پاسخ:
آره اینجوری بیشتر جذب آدم میشه :)
:)) یادمه منم همین حس رو داشتم آخر اون کتابه، مخصوصا که فکر رو خیلی درگیر میکرد...
۲۶ مهر ۹۴ ، ۰۰:۳۶ کرگدن آبی
دلم نمی‌خواست اینو بگم چون باعث برداشت اشتباه می‌شه اما مگه می‌شه جلوی این شوق احمقانه و کودکانه رو گرفت. متأسفانه از بخت بد و زمان‌بندی اشتباهم، بعضی از مهم‌ترین آثار کلاسیک ادبیات روس رو در ۱۸-۱۹ سالگی خوندم و همیشه از این بابت ناراحتم چون حس می‌کنم چیز زیادی ازشون یادم نمونده یا چیز زیادی نفهمیدم. به‌طور ساده‌تر اگه بگم، از طریق داستایفسکی و تولستوی و چخوف و... با مقوله‌ای به اسم رمان و داستان کوتاه آشنا شدم و بعد سراغ آثار غربی‌ها رفتم. غم‌انگیزتر اینکه، زندگی کوتاه‌تر از اونه که برگردم دوباره بخونمشون چون توی لیستم هزار هزار کتاب نخونده دارم. البته این دیدگاه امروزی من هست و شاید ۱۰ سال دیگه نظرم کاملن فرق کرده باشه و دوباره خونده باشمشون.
چیزی که هست اینه که خواستم بگم من عاشق داستایفسکی‌ام، همین.

این قالب از قبلی بهتره. روح آدم تازه می‌شه. راستی گفتی مکافات، اگه نخوندیش بعد از ابله «جنایت و مکافات» استاد رو بخون. افکار داستایفسکی حداقل یک قرن از زمان خودش جلوتر بوده و انگار این آثار رو برای دوران ما نوشته.
پاسخ:
متوجه نشدم که چی میتونست باعث برداشت اشتباه بشه! پس هرچی بوده نشده :دی
چه جالب من این مشکل رو با سفرهام دارم که اکثر جاهای تاریخی و دیدنی رو تو دورانی دیدم که خیلی چیزی نمی فهمیدم ازشون... آره شاید سالها بعد آدم کاریو بکنه که هیچ وقت فکرشو نمیکرده

+ منظم و رو حساب خوندن جای غبطه داره... من تو نوجوونی کتابهایی مثل شوهر آهو خانوم، سینوهه و آناکارنینا رو خوندم یعنی از هر دری یه حرفی :دی

+ ممنوون :)
+ بله بله، جنایت و مکافات انقدر قوی نوشته شده که مثل صحنه های یه فیلم تو بعضی از لحظه های زندگیم جلوی چشمم میاد... 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">