کهکشان نقره ای من

بایگانی

و نترسیم از مرگ

جمعه, ۲۳ آبان ۱۳۹۳، ۰۲:۴۴ ب.ظ
مرگ یه چیز عجیبه. یعنی آدم تکلیف خودشو باهاش نمیدونه! میترسه؟ دوسش داره؟ هیچ حسی نداره؟ همیشه وقتی خبر مرگ کسی رو میشنوم، ناخودآگاه یاد شطرنج بازی کردن هام با خواهری می افتم که وقتی میخواستم مهره اش رو بزنم، چنان با اقتدار و محکم با مهره ام، مهره اش رو میزدم که از صفحه شوت میشد بیرون!! و از اونجایی که کلا در جان بخشی به عناصر و اشیا استاد بودم با خودم فکر میکردم که اون سرباز یا وزیر یا ... رو از ادامه بازی محروم کردم  ^_^  البته راستش دلم هم براش می سوخت!
۹۳/۰۸/۲۳
قاصدک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">