کهکشان نقره ای من

بایگانی

33

چهارشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۳، ۰۷:۱۲ ب.ظ
می دانی من فکر می کنم داشتن خیلی چیزها لیاقت می خواهد و یکی از مهمترین آن ها دوست داشته شدن است. این که لیاقت دوست داشته شدن را داشته باشی. البته نه هر دوست داشتنی. بعضی ها رسم دوست داشتن را آنقدر قشنگ بلدند که حرفی باقی نمی گذارند. هرچه که باشد دوست داشتن مثل هر فعل دیگری قواعد خودش را دارد. اصلا مگر غیر از این است که در هر علم و حرفه ای آدم های زیادی ادعا دارند ولی فقط بعضی از آن ها واقعا متخصص اند. دوست داشتن هم همین است. خیلی ها هستند که همدیگر را دوست دارند و سال ها کنار هم زندگی می کنند تا آخر راه هم به هم وفاداراند ولی مدل دوست داشتنشان هیجانی ندارد. مثل رعایت وزن در سرودن یک شعر، مثل پیروی از جزئی ترین حرکات در یک طول شنا، مثل در نظر گرفتن کلیه پارامترها و تاثیرشان در محسبات مهندسی مثل هر کار دیگری در دنیا، دوست داشتن اصول و نکات و فوت و فنی دارد که هرکسی قرار نیست بلد باشد: تو را به جای همه کسانی که که نشناخته ام دوست می دارم تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای خاطر نخستین گلها تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم و چیزی که همچنان بدیهیه اینه که این رسم را دو طرف باید بدونن. واسه همین خیلی وقت ها که با چنین افرادی مواجه میشم و حسرت عمیقی رو تا چند وقت در درونم حس می کنم، با خودم فکر میکنم حتما من لیاقت و مهارت مخاطب شدن چنین حسی رو ندارم...
۹۳/۰۵/۱۵
قاصدک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">