کهکشان نقره ای من

بایگانی

همه چیز عالیـــست

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۴:۱۵ ق.ظ
تابستان هم آمد. هرچند که حال و هوایش از دو ماه قبل هم آمده بود...گرمای عجیبی که انگار زیر زمین آتش روشن کردن! تازه یکی دو روز از اول سال فرصت نفس کشیدن پیدا کردم. چقدر همه چی درهم و برهم شده. حتی دیگه خیلی هوس نوشتن نمیکنم. اما در عوض هیجان انجام کارهای دیگه رو زیاد دارم. که واسه خودم هم جای خوشحالی داره. مثل گذروندن دوره های تخصصی که فکر نمی کردم انگیزه پیدا کنم. یا شنا و دوچرخه سواری و گشت و گذار بعد از ساعت کاری که اراده میخواد خستگی هات رو در نظر نگیری. خلاصه اینکه این فصل جدید زندگیمو دوست دارم. فصلی که توش از راکد بودن خبری نیس. حالا درسته که همچنان از دست دور و بری های بی انگیزه ام شاکی ام و از صبح زود تا آخر شب هر جا میشینی و هر کی میبینی در حال آه و ناله و مرور مشکلات هست و هیچ منبع انرژی هم نیافتم که به جای غر زدن، امید دادن بلد باشه (تصور کن مثل حالتی که توی باتلاقی ولی توی فکرت داری اون دشت سرسبز و آسمون آبی و نسیم خنک رو تصور می کنی اونقدر قوی که حتی خنکی نسیم رو روی پوستت تجسم میکنی و مطمئنی همچین لحظه ای رو تجربه میکنی، هرچند دیر هرچند دور...) ولی با همه ی اینها همه چیز عالیـــست :) *** من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی، عاشقانه به زمین خیره نبود کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد...
۹۳/۰۴/۰۴
قاصدک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">