کهکشان نقره ای من

بایگانی

تمام میشوم شبی...

شنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۳، ۰۳:۳۰ ق.ظ
گاهی وقت ها دلم میخواد که ما هم یه کلیسا داشته باشیم. یه کلیسا که بری توش بشینی و با یه آدم واقعی حرف بزنی (نه با یه صفحه سفید،‌ نه با یه آدم با هویت مجازی، نه از طریق نوشته و تکست؛ حرف بزنی حرف زدن واقعی). درد دل کنی. بدون اینکه اون آدم تو رو بشناسه یا تو اونو بشناسی. بعد اونم آرومت کنه... بگه ناراحت نباش عزیزم این چیزا واسه همه هست... بگه میفهمم چی میگی، درست میشه غصه نخور...بگه یه روز تموم میشه و خودت اون روز به خودت میخندیـــــــــ
۹۳/۰۱/۲۳
قاصدک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">