کهکشان نقره ای من

بایگانی

۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

1. موضوعی ذهنمو درگیر کرده. اونم این که از بین انسان هایی که برای مثال در طول یکروز به دنیا میان، چند درصد کاملا سالم هستند؟ 2. چقدر خیلی از ماها به فریز کردن لحظه ها و احساساتمون علاقه داریم. مثلا وقتی با یه منظره عالی رو به رو میشیم تمام حواس و تمرکزمون میره دنبال این که یه عکس یا فیلم عالی ازش ثبت کنیم... عکس و فیلمی که شاید بعدا وقت آنچنانی برای دیدنش نگذاریم. و خیلی راحت اون فرصت ناب تماشا رو از دست میدیم. واسه همینه که مدت درازیه توی مسافرت ها و مراسم ها ترجیح میدم تمرکز رو ثبت لحظه ها تو ذهنم باشه .... 3. سر نخ ذهنمو گم کردم باز، پریشونِ پریشون......دست خودم نیس. اینجا یه چیزی کمه.
۰ نظر ۲۴ مرداد ۹۳ ، ۱۴:۵۳
قاصدک
می دانی من فکر می کنم داشتن خیلی چیزها لیاقت می خواهد و یکی از مهمترین آن ها دوست داشته شدن است. این که لیاقت دوست داشته شدن را داشته باشی. البته نه هر دوست داشتنی. بعضی ها رسم دوست داشتن را آنقدر قشنگ بلدند که حرفی باقی نمی گذارند. هرچه که باشد دوست داشتن مثل هر فعل دیگری قواعد خودش را دارد. اصلا مگر غیر از این است که در هر علم و حرفه ای آدم های زیادی ادعا دارند ولی فقط بعضی از آن ها واقعا متخصص اند. دوست داشتن هم همین است. خیلی ها هستند که همدیگر را دوست دارند و سال ها کنار هم زندگی می کنند تا آخر راه هم به هم وفاداراند ولی مدل دوست داشتنشان هیجانی ندارد. مثل رعایت وزن در سرودن یک شعر، مثل پیروی از جزئی ترین حرکات در یک طول شنا، مثل در نظر گرفتن کلیه پارامترها و تاثیرشان در محسبات مهندسی مثل هر کار دیگری در دنیا، دوست داشتن اصول و نکات و فوت و فنی دارد که هرکسی قرار نیست بلد باشد: تو را به جای همه کسانی که که نشناخته ام دوست می دارم تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای خاطر نخستین گلها تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم و چیزی که همچنان بدیهیه اینه که این رسم را دو طرف باید بدونن. واسه همین خیلی وقت ها که با چنین افرادی مواجه میشم و حسرت عمیقی رو تا چند وقت در درونم حس می کنم، با خودم فکر میکنم حتما من لیاقت و مهارت مخاطب شدن چنین حسی رو ندارم...
۰ نظر ۱۵ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۱۲
قاصدک
واقعا با این اوضاع خوبه که ما سرمایه دار نیستیم وگرنه باید کلی غصه میخوردیم که با سرمایمون چه غلطی بکنیم! حالا پول من اونقدرام نبود که کلی واسش غصه بخورم ولی بیچاره اونایی که رو این بورس و سهام حساب باز کردن و الان کلی ضرر... یعنی من به شخصه حدود 35 درصد ضرر کردم تا الان!! و نمی دونم این سهام ها چه ارتباط پنهانی با چشمای من دارن که هر وقت خودمو راضی میکنم به یه میزان ضرر راضی شم و یکیشونو بفروشم، دقیقا همون سهم بیشتر از روزای قبل سقوط آزاد میکنه! بر باعث و بانیش.............
۰ نظر ۱۴ مرداد ۹۳ ، ۰۳:۳۲
قاصدک
روزهای آخر همیشه خیلی دیرتر از روزهای اول می گذرند. پیشنهاد ویژه: نمایش فاوست- تالار وحدت     *** چه بر سر من آمده دیگر از دوریت نمی ترسم از اینکه نیستی و از ترس نبودنت نمی هراسم و نمی میرم چه بر سرم آمده که به وقت خدا حافظی اینچنین بی باک از تو روی بر میگردانم و از ترس دلتنگی و دوری بارها و بارها سر بر نمی گردانم راستی تو بگو چه بر سر من آمده "تریستان تزارا"
۰ نظر ۰۵ مرداد ۹۳ ، ۰۳:۰۷
قاصدک